تبليغاتX
رد پاي قلم
 

نوشته شده توسط cva در

لينك مطلب

روزی مرد کوری روی پله های ساختمان نشسته بود و تابلویی کنار خود قرار داده بود که روی آن نوشته شده بود من کور هستم لطفا کمک کنید.روزنامه نگاری از کنار مرد گذشت او کاسه مرد را دید که فقط چند سکه در آن بود او بدون اجازه مرد کور تابلو را برگرداند و روی آن جمله ای نوشت.عصر آن روز روزنامه نگار به آنجا بازگشت ُ و متوجه شد کلاه مرد کور پر از سکه شده مرد کور از صدای قدمهای مرد کور او را شناخت و از او خواست تا بگوید روی تابلو چه جمله ای نوشته است روزنامه نگار گفت که چیز مهمی نبود و لبخندی زد و گفت من جمله شما را طور دیگری نوشته ام .کور هیچ وقت ندانست او روی تابلو چی نوشته است اما روی تابلو نوشته بود

امروز بهار است ولی من نمی توانم آن را ببینم !!!!....

وقتی کارتان را نمی توانیید پیش ببرید تغییر رویه دهید خواهید دید که به نتیجه دلخواه می رسید

                                         سال جدید را به شما عزیزان تبریم گفته

                                                   سالی پر از موفقیت و برکت

عید نوروز است باید زد بر گزها گاز                   بعد هم باید روان شد سوی دندان سازها

 

نوشته شده توسط در

لينك مطلب

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟


خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

نوشته شده توسط در

لينك مطلب

باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی میگرییم. دعایتان توشه ی بی برگی ما

 

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند * بردند به دیوان عمل سنجیدند * بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را

 به محبت علی(ع)بخشیدند.


با عرض تسلیت در لیالی قدر بچه های وبلاگ را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

یا علی

نوشته شده توسط در

لينك مطلب

زمان ، زماني است كه صيحه ي آسماني شنيده مي شود مردم خوشحال هستند از اينكه مولايشان ، آقايشان و سرورشان ظهور كرده است .

سيصد و سيزده نفر از ياران امام كه بر روي ابر نشسته اند به سمت مكه در حركت هستند .

مردم با ديدن يكديگر به هم تبريك مي گويند و آرام  آرام  به سمت مكه درحال حركتند عده اي هم از سقوط سفياني و يماني و پيروزي پرچم هاي سفيد بر آنها صحبت مي كنند عده اي نگران شنيده شدن صيحه ي آسماني دوم هستند صيحه اي كه شيطان مي گويد : " عثمان حق است " و دنبال چاره و راهي براي مقابله با آن مي گردند عده اي هم نگران دجال و لشگريانش.

دوران فساد و تباهي و انتظار در اين زمان به پايان رسيد و دوران عدل و داد و حكومت جهاني صاحب الزمان آغاز شد دوراني كه ديگر حق كسي ضايع نمي شود و دوراني كه غني و فقير در آنجا يكسان هستند و دوراني كه به رجعت  معصومين و شهادت رسيدن مولايمان ختم مي شود و پس از حكومت معصومين قيامت از راه مي رسد قيامتي كه هيچ كس  به ديگري رحم نمي كند و حقي كه برگردنش دارد را از او مي گيرد  .

 

اميد به آنكه با عنايت مولايمان مرگي راحت و قيامتي آسان داشته باشيم .

نوشته شده توسط علیرضا در

لينك مطلب

نوشته شده توسط در

لينك مطلب

قلم در دست بفشار

 

     ***    ***    ***    ***

سلام همراه

قلم در دست بفشار كه اين سلاح كاري لحظه اي بر زمين مباد.

رمز نفوذ و راز كاميابي فقط در ساختن و آراستن استوار است و اين مهم بدين سرمايه ها حاصل آيد:

1-روشني و وسعت انديشه 2- تخيل قوي 3- لطافت ذوق 4- دقت و باريك بيني 5- ابتكار 6- اطلاعات سرشار 7- آشنايي با ادبيات ملي و فرهنگ ديني8 - خزانة لغات و اصطلاحات 9- شناخت موقع و محيط10- درك زمان 11-حقيقت گرايي 12- واقع بيني13- شهامت ادبي 14-سادگي 15- صراحت16-تنوع و تناسب طبيعي بيان 17-نظم فكري 18- قدرت استدلال 19- پرهيز از اطناب ملال آور يا ايجاز خلل افزا 20- بكارگيري آرايه ها در حد معقول و مطلوب .

پس بنام خدا در وادي نوشتن گام بر ميداريم ، بدين هدفها و آرمانها :

1.      قدرت قلم موهبتي الهي است و بكارگيري آن جز در راه رضاي او هرگز.

2.      بايد از درد و عشق جوشيد ، تا در بيان احساس و انديشه اي كوشيد.

3.      بايد از گرايشها و مصلحت انديشي هاي كوچه و بازار فاصله گرفت و پيام جز رستگاري انسان مباد .

4.      نوشته بايد بذر اميد بپاشد و حركت آفرين باشد ، هميشه .

لذا ناگزيريم از لوازم زير تا در اين راه توفيق ، حاصل آيد و نوشتارمان خود نمايد :

1- عفت قلم و پاكي فكر2- وحدت موضوع3-اختصار4-مقدمه مناسب و كوتاه5- املاء صحيح6- رعايت نكات دستوري 7- قواعد و نشانه گذاري8- خوانا بودن9-نظم و ترتيب و نظافت 10- موزون بودن 11- توجه به مخاطب و نوشتن ، مناسب او 12-بكارگيري آيات ، روايات ، ضرب المثلها و اشعار مناسب.

 

و ما كه در آغاز راه بوده و اراده كرده ايم، روزي آثارمان، گل لبخند بر لبان مطهر مولايمان حضرت مهدي (ع) بنشاند بايد كه :

الف: بخوانيم و بدانيم كه يكي از بهترين و مؤثرترين وسايل كسب مهارت خواندن كتب مختلف و آشنايي با نويسندگان و سبكهاي گوناگون است .

ب: بنويسيم و بدانيم كه تنها با مطالعة كتابهاي آئين نگارش ، امكان نويسندگي ميسر نيست. از اين رو بايد مرتب نوشت و از انتقاد نهراسيد .

ج : مراحل نگارش را رعايت كنيم كه اينهاست :

1- تفكرو دقت 2- انتخاب موضوع 3- طرح و نقشة كار 4- گردآوري اطلاعات 5- تهية پيش نويس 6- خواندن پيش نويس 7- پاكنويس 8-مطالعه و بررسي دقيق نوشته و در اين راه خطيرهميشه دعايمان اين باشد :

 

﴿ پروردگارا ، ياريمان فرما به قلمي روان ، كه مرا مي جز ياري اهل بيت برنگزيند . الها عطايمان نما ذهني پويا و فكري مستعد كه قالبهاي نو در اندازد در ترسيم حقانيت حضرات معصومين سلام ا...عليهم اجمعين .

خداوندا ، دستمان را بگير تا قلم را جز در راه رضاي تو به كار نگيريم واز مدح اغيار سربرتابيم .

ايزدا ، اينك در آغاز راه دل به تو بسته ، بر كرنش مي خوانيمت ، كه لياقت خدمت خالصانه به ساحت مقدس مهدوي را با ابزار قلم عطايمان نمايي .

 

 

آمين

نوشته شده توسط م.ح.آزاده در

لينك مطلب

 

به نام حضرت    دوست         که هر چه دارم از اوست

 

 

دخترم پاشو دیر می شود ها ساعت 9 صبح است،دختر با خواب الودگی

 

 بیدار می شود و چای      پنیر را با بی میلی می خورد خسته

 

 

خسته از....

  

 

ابتدای خیابان نقطه   آغازین شروع کار اوست و شروع التماسهای

 

دختری معصوم و اخمهایی ...

 

 

کار او    همین است فروش چسب زخم با التماس با گریه وحتی کتک

 

خوردن.

 

 

چراغ مغازه کفش فروشی آن طرف خیابان  این بار   هم چشمان او را

 

ربود   ،   نزدیک شیشه مغازه    شد و چشمها   و دستانش را به

 

 

 شیشه چسباند کفش های آبی رنگ با نگین قرمز بله کار او   همین بود

 

هر روز مدتی   به کفشها   دل سیر نگاه می کرد و در رویای خود

 

 

می پروراند که خدایا می شه من همه چسب زخم ها رو بفروشم و این

 

کفشها را بخرم ، اما   تشر مغازه دار و بوق ماشین های پشت

 

 

 چراغ رویای او را به دست فراموشی می سپرد اورا  بخود    می   آورد

 

و پیش خود می گفت یعنی این همه آدم دست و

 

 

  

 پایشان زخمی شود تا من آن کفش ها را بپوشم نه نه .... و همینطور با   

 

 کاپشن آبی    رنگ پسرانه اش    از صفحه دور شد تا آخر

 

 

 

 به نقطه تبدیل شد و محو شد و محو...

 

 

 

اذان صبح به صدا در آید دختر با این بار زود بیدار می شود اما نه با

 

زور مادر و نه با بی میلی و خواب آلودگی حس عجیبی او را فرا گرفته

  

 

 اما نمی داند چه حسی!

 

 

 

زنگ در به صدا در می آید به سمت در می رود و به آهستگی در را

 

باز می کند،دو کفش آبی رنگ با نگین قرمز پایین در است  و

 

 

 

  مردی که در انتهای کوچه محو شد  و    محو...

 

 

 و        پلاکارتی که   روی آن     نوشته     نیمه شعبان.

 

نوشته شده توسط UNKOWN(ناشناس) در

لينك مطلب


درباره وبلاگ

﴿ پروردگارا ، ياريمان فرما به قلمي روان ، كه مرا مي جز ياري اهل بيت برنگزيند . الها عطايمان نما ذهني پويا و فكري مستعد كه قالبهاي نو در اندازد در ترسيم حقانيت حضرات معصومين سلام ا...عليهم اجمعين .

خداوندا ، دستمان را بگير تا قلم را جز در راه رضاي تو به كار نگيريم واز مدح اغيار سربرتابيم .

ايزدا ، اينك در آغاز راه دل به تو بسته ، بر كرنش مي خوانيمت ، كه لياقت خدمت خالصانه به ساحت مقدس مهدوي را با ابزار قلم عطايمان نمايي .﴾
تازه ترین مطالب raddepayeghalam
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها

جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


JavaScript Codes My Script-by Me