
امروز بهار است ولی من نمی توانم آن را ببینم !!!!....
وقتی کارتان را نمی توانیید پیش ببرید تغییر رویه دهید خواهید دید که به نتیجه دلخواه می رسید
سال جدید را به شما عزیزان تبریم گفته
سالی پر از موفقیت و برکت
عید نوروز است باید زد بر گزها گاز بعد هم باید روان شد سوی دندان سازها
باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی میگرییم. دعایتان توشه ی بی برگی ما

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند * بردند به دیوان عمل سنجیدند * بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را
به محبت علی(ع)بخشیدند.
با عرض تسلیت در لیالی قدر بچه های وبلاگ را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا
یا علی
زمان ، زماني است كه صيحه ي آسماني شنيده مي شود مردم خوشحال هستند از اينكه مولايشان ، آقايشان و سرورشان ظهور كرده است .
سيصد و سيزده نفر از ياران امام كه بر روي ابر نشسته اند به سمت مكه در حركت هستند .
مردم با ديدن يكديگر به هم تبريك مي گويند و آرام آرام به سمت مكه درحال حركتند عده اي هم از سقوط سفياني و يماني و پيروزي پرچم هاي سفيد بر آنها صحبت مي كنند عده اي نگران شنيده شدن صيحه ي آسماني دوم هستند صيحه اي كه شيطان مي گويد : " عثمان حق است " و دنبال چاره و راهي براي مقابله با آن مي گردند عده اي هم نگران دجال و لشگريانش.
دوران فساد و تباهي و انتظار در اين زمان به پايان رسيد و دوران عدل و داد و حكومت جهاني صاحب الزمان آغاز شد دوراني كه ديگر حق كسي ضايع نمي شود و دوراني كه غني و فقير در آنجا يكسان هستند و دوراني كه به رجعت معصومين و شهادت رسيدن مولايمان ختم مي شود و پس از حكومت معصومين قيامت از راه مي رسد قيامتي كه هيچ كس به ديگري رحم نمي كند و حقي كه برگردنش دارد را از او مي گيرد .
اميد به آنكه با عنايت مولايمان مرگي راحت و قيامتي آسان داشته باشيم .
قلم در دست بفشار
*** *** *** ***
سلام همراه
قلم در دست بفشار كه اين سلاح كاري لحظه اي بر زمين مباد.
رمز نفوذ و راز كاميابي فقط در ساختن و آراستن استوار است و اين مهم بدين سرمايه ها حاصل آيد:
1-روشني و وسعت انديشه 2- تخيل قوي 3- لطافت ذوق 4- دقت و باريك بيني 5- ابتكار 6- اطلاعات سرشار 7- آشنايي با ادبيات ملي و فرهنگ ديني8 - خزانة لغات و اصطلاحات 9- شناخت موقع و محيط10- درك زمان 11-حقيقت گرايي 12- واقع بيني13- شهامت ادبي 14-سادگي 15- صراحت16-تنوع و تناسب طبيعي بيان 17-نظم فكري 18- قدرت استدلال 19- پرهيز از اطناب ملال آور يا ايجاز خلل افزا 20- بكارگيري آرايه ها در حد معقول و مطلوب .
پس بنام خدا در وادي نوشتن گام بر ميداريم ، بدين هدفها و آرمانها :
1. قدرت قلم موهبتي الهي است و بكارگيري آن جز در راه رضاي او هرگز.
2. بايد از درد و عشق جوشيد ، تا در بيان احساس و انديشه اي كوشيد.
3. بايد از گرايشها و مصلحت انديشي هاي كوچه و بازار فاصله گرفت و پيام جز رستگاري انسان مباد .
4. نوشته بايد بذر اميد بپاشد و حركت آفرين باشد ، هميشه .
لذا ناگزيريم از لوازم زير تا در اين راه توفيق ، حاصل آيد و نوشتارمان خود نمايد :
1- عفت قلم و پاكي فكر2- وحدت موضوع3-اختصار4-مقدمه مناسب و كوتاه5- املاء صحيح6- رعايت نكات دستوري 7- قواعد و نشانه گذاري8- خوانا بودن9-نظم و ترتيب و نظافت 10- موزون بودن 11- توجه به مخاطب و نوشتن ، مناسب او 12-بكارگيري آيات ، روايات ، ضرب المثلها و اشعار مناسب.
و ما كه در آغاز راه بوده و اراده كرده ايم، روزي آثارمان، گل لبخند بر لبان مطهر مولايمان حضرت مهدي (ع) بنشاند بايد كه :
الف: بخوانيم و بدانيم كه يكي از بهترين و مؤثرترين وسايل كسب مهارت خواندن كتب مختلف و آشنايي با نويسندگان و سبكهاي گوناگون است .
ب: بنويسيم و بدانيم كه تنها با مطالعة كتابهاي آئين نگارش ، امكان نويسندگي ميسر نيست. از اين رو بايد مرتب نوشت و از انتقاد نهراسيد .
ج : مراحل نگارش را رعايت كنيم كه اينهاست :
1- تفكرو دقت 2- انتخاب موضوع 3- طرح و نقشة كار 4- گردآوري اطلاعات 5- تهية پيش نويس 6- خواندن پيش نويس 7- پاكنويس 8-مطالعه و بررسي دقيق نوشته و در اين راه خطيرهميشه دعايمان اين باشد :
﴿ پروردگارا ، ياريمان فرما به قلمي روان ، كه مرا مي جز ياري اهل بيت برنگزيند . الها عطايمان نما ذهني پويا و فكري مستعد كه قالبهاي نو در اندازد در ترسيم حقانيت حضرات معصومين سلام ا...عليهم اجمعين .
خداوندا ، دستمان را بگير تا قلم را جز در راه رضاي تو به كار نگيريم واز مدح اغيار سربرتابيم .
ايزدا ، اينك در آغاز راه دل به تو بسته ، بر كرنش مي خوانيمت ، كه لياقت خدمت خالصانه به ساحت مقدس مهدوي را با ابزار قلم عطايمان نمايي .﴾
آمين

به نام حضرت دوست که هر چه دارم از اوست
دخترم پاشو دیر می شود ها ساعت 9 صبح است،دختر با خواب الودگی
بیدار می شود و چای پنیر را با بی میلی می خورد خسته
خسته از....
ابتدای خیابان نقطه آغازین شروع کار اوست و شروع التماسهای
دختری معصوم و اخمهایی ...
کار او همین است فروش چسب زخم با التماس با گریه وحتی کتک
خوردن.
چراغ مغازه کفش فروشی آن طرف خیابان این بار هم چشمان او را
ربود ، نزدیک شیشه مغازه شد و چشمها و دستانش را به
شیشه چسباند کفش های آبی رنگ با نگین قرمز بله کار او همین بود
هر روز مدتی به کفشها دل سیر نگاه می کرد و در رویای خود
می پروراند که خدایا می شه من همه چسب زخم ها رو بفروشم و این
کفشها را بخرم ، اما تشر مغازه دار و بوق ماشین های پشت
چراغ رویای او را به دست فراموشی می سپرد اورا بخود می آورد
و پیش خود می گفت یعنی این همه آدم دست و
پایشان زخمی شود تا من آن کفش ها را بپوشم نه نه .... و همینطور با
کاپشن آبی رنگ پسرانه اش از صفحه دور شد تا آخر
به نقطه تبدیل شد و محو شد و محو...
اذان صبح به صدا در آید دختر با این بار زود بیدار می شود اما نه با
زور مادر و نه با بی میلی و خواب آلودگی حس عجیبی او را فرا گرفته
اما نمی داند چه حسی!
زنگ در به صدا در می آید به سمت در می رود و به آهستگی در را
باز می کند،دو کفش آبی رنگ با نگین قرمز پایین در است و
مردی که در انتهای کوچه محو شد و محو...
و پلاکارتی که روی آن نوشته نیمه شعبان.